وقتی که به این دلتنگی ها فکر می کردم تنها دلیل قانع کننده این امر را شروع هفته جدید و رفتن به مدرسه می یافتم . آن موقع کسی نبود بهم بگه تو که مدرسه رو دوست داری باز چرا غروب جمعه دلت می گیره !!؟
سال ها گذشت و این احساس در من تثبیت شد وحتی تابستان ها که مدرسه ای نبود غروب جمعه همچنان دلتنگم می کرد .
و حالا در زمان ریاست جمهوری مردی که از فرهنگ انتظار حرف می زند و رهبری سید خراسانی منتظرم !
هنوز هم غروب جمعه دلتنگم می کنه ولی حالا دیگه می دونم که به خاطر رفتن به مدرسه وتمام شدن تعطیلی جمعه نیست .
به خاطر دیدار روی یاره ….
این جمعه هم بگذشت و .....
مبعث حضرت رسول (ص) مبارک باد .
مثل خونه تکونی ، آدم تکونی هم لازمه !
چند وقت یه بار بیاییم خودمون رو با اون آدمایی که دوستشون داریم مقایسه کنیم (مثلا اهل بیت) .
درسته که معصوم نیستیم ولی چقدر سعی کردیم به ائمه نزدیک بشییم ؟
شاید این ایام فرصت مناسبی برای آدم تکونی باشه . خواندن بعضی چیزها آدم رو تکون می ده .
*****
داستانی آموزنده از حضرت علی علیهالسلام :
شخصی آمد خدمت حضرت رسول اکرم صلیاللهعلیهوآلهوسلم ، عرض کرد : مرد و زنی رفتند به فلان منزلی و مشغول فسق و فجور هستند . من در را به روی آنها بستم ، آمدم خدمت شما ، کسی را بفرستید تحقیق کند . پس ابوبکر و عمر و بعضی دیگر از اصحاب استیذان نمودند که بروند تحقیق کنند ، پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم اذن نداد . حضرت امیر علیهالسلام استیذان نمود ، حضرت اذن داد .پس امام برخاست و روانه شد . در را باز کرد و هر دو چشمش را بر هم نهاد و داخل خانه شد . چون مرد و زن چشمشان به حضرت افتاد و دیدند آن بزرگوار چشمهای خود را بسته است ، به تعجیل از خانه بیرون رفتند . آن وقت حضرت چشم های خود را باز کرد ، کسی را ندید. آمد نزد پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم و آله عرض کرد : یا رسوال الله ، من با چشم بسته داخل شدم و چون چشم باز کردم کسی را ندیدم .
پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم به سجده افتاد و فرمود : الحمد الله الذی صح اعتقادی منک.
( منبع : منتخب التواریخ، ص ( 791
میلاد امام علی (ع) مبارک
